تبلیغات
♡♡ eshghe shishei ♡♡ - هست و نیست...

♡♡ eshghe shishei ♡♡

خدایا خواستم بگویم تنهایم... اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو ؟!

هست و نیست...

سخن از او هست و نیست

ذهن پر از یاد او هست و نیست

یادش را غریبانه به دوش می كشم

نگاهش را بی قرار فریاد می كشم

و چشمانش را بی صدا به آغوش می كشم

و اوست كه هم هست وهم نیست...

پر می كشم به سوی خیال

و چه بی پروا در رویای كاذب خویش رها می شوم

هیچ نیست جز سكوت...

سكوت ... سكوت ... وباز هم سكوت...

وای كه چقدر این سكوت مبهم را دوست دارم

و چه بی صبرانه فریاد غرق در این سكوت را

به انتظار می نشینم

هیچ نمی گویم...

دارم كه بگویم

اما نباید گفت

شاید این سكوت زیباتر است

فریاد سكوتم را هیچ كس نشنید

یا كسی نخواست كه بشنود

در خود شكستم

نابود شدم

باریدم...

و هیچ كس نفهمید كه چه شدم...

نه ماه بودم، نه خورشید...

اما هیچ دلی سراغ مرا از آسمان تنهایی اش نگرفت

گویی ابرها هیچ اند

و فقط ابرند و باید ببارند...

و تنها باریدم...

خسته ام...

خسته از باریدن و تمام نشدن

خسته از بودن و نبودن...

اما باید رفت

آنكه رفت، رسید

پس باید رفت و رسید...

و شكوه و عظمت یك دنیا

هفت آسمان

و هفت دریا را دید

طعم شیرین پرواز در اوج هستی را چشید

و لذت پروانه بودن را با تمام وجود

در آغوش كشید...



طبقه بندی: شعر عاشقانه،
+ نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391 ساعت 07:16 ب.ظ توسط ღℙѦℜℐღ | هست و نیست()