تبلیغات
♡♡ eshghe shishei ♡♡ - دویدن

♡♡ eshghe shishei ♡♡

خدایا خواستم بگویم تنهایم... اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو ؟!

دویدن

دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن

گفتن که توی جاده دونده ها زیادن 


دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن

به همه چی رسیدیم به جز به خود رسیدن 


دویدیم و دویدیم توکوچه های بن بست

می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست 


دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن

پلای تو راهمون همه شکسته بودن 


دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت

کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت 


دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد

حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد 


دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن

گفتن فقط زیر لب، کاش دیگه بر نگردن 


دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره

طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره 


دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن

سه فصل آزگار بود همه دویده بودن 


دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار

اون ور دیوارم باز، خوردیم به فصل تکرار


دویدیم و دویدیم ، قصه زندگی بود

که واسه اون دویدن ، فقط دیونگی بود






طبقه بندی: شعر عاشقانه،
+ نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن 1391 ساعت 10:05 ب.ظ توسط ღℙѦℜℐღ | دویدن()