تبلیغات
♡♡ eshghe shishei ♡♡ - اسممو غم نوشتم

♡♡ eshghe shishei ♡♡

خدایا خواستم بگویم تنهایم... اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو ؟!

اسممو غم نوشتم

خودم اینو می دونم   كه تلخه سر نوشتم
تو دفتر روزگار  اسممو غم نوشتم
میون شهر غربت یه اشنا ندارم
انگاری توی دنیا به جز خدا ندارم
وقتی تو هم غریبی با من و سرنوشتم
چه طور میون روزم بگم كه تو بهشتم
وقتی كه تو اومدی گفتم اره همینه
اینه كه پای شادیم یا غصه هام می شینه
گفتم دیگه تموم شد فصل خزون زردم
گفتم كه دیگه شادی اومد به جای دردم
برو كه بی وفایی مثل همه كه رفتن
هنوز دلم باهاته حتی تو وقت رفتن
ببین چه كردی با من من كه با هات می موندم
جوری سرم اوردی از اینجا و انجا روندم
گفتی فقط منو تو با هم دیگه می مونیم
همه روزی میرن منو تو خوب میدونیم
اما ببین همونا اونا كه روزی میرن
دارن چه ساده از ما خوشبختی رو میگیرن
عاشق شدم یه عاشق كه واسه تو میمیرم
اما چی حاصلم شد   جز متلك نخوردم
حالا دیگه تو شهر عشق تو من غریبم
نگو با من یه رنگی دیگه نده فریبم
انگاری دست قسمت با من شد یه دشمن
نوشته یه طرف غم سوی دیگه من
به جای اینكه باشی مرهم برای دردم
تازه باید دنبال مرهم واست بگردم
تو رو خدا ولم كن تا با غمم بمیرم
دیگه نكن میون شكنجه گاه اسیرم
مردونه با تو بودم با اینكه یه زن هستم
اما دیگه بریدم از این حكایت خستم
بروبرو غریبه منو با غم رها كن
اگه پشیمون شدی توبه پیش خدا كن
نمی تونم ببینم قلبم داره میمیره
باد خزونی داره زندگیشو می گیره
خسته و در مونده ام از این همه غریبی
ما هم وفا نكردیم تو هم ز ما بریدی





طبقه بندی: شعر عاشقانه،
+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن 1391 ساعت 02:53 ب.ظ توسط ღℙѦℜℐღ | نظرای دوستام()